أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

170

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

آورده‌اند كه : عابدى در بنى اسرائيل سى سال عبادت كرد و چنان عادت بود كه چون عابدى سى سال عبادت كردى خالص و در آن ميانه گناهى نكردى ابرى بيامدى و او را سايه كردى اين عابد پس از سى سال عبادت كه كرد « 1 » از آن هيچ اثر نديد مادر را گفت : يا مادر اين چه حالت است ؟ - سى سال عبادت كردم از آن هيچ اثر پيدا نشد ؟ ! گفت : همانا كه گناهى كردى در اين ميانه ؟ - گفت : نكردم و نه همّت كردم ، گفت : هيچ اتّفاق افتاد كه بر آسمان نگريدى و انديشه ناكرده چشم ازو باز كردى « 2 » ؟ - گفت كه : بسيار ، گفت : ترا از اينجا آفت آمد . عبد الله عبّاس گفت : مراد از اين « ذاكران » نماز كنندگان‌اند كه در حال قدرت و صحّت نماز بر پاى كنند ، و چون نتوانند نشسته نماز كنند ، و چون نتوانند بر پهلو نماز كنند ، ديگران گفتند : مراد مداومت و مواظبت است بر ذكر خداى . و در اخبار اهل البيت عليهم السلام است كه آيت در نماز شب است كه در آنجا ذكر خداى است در اين سه حال ؛ حالت قيام و قعود بدعوات [ وَ عَلى جُنُوبِهِمْ ] « 3 » چون از نماز وتر فارغ شود بر پهلوى راست خسبد و دست در زير روى نهد و اين دعا بر خواند كه معروف و مسطور است در كتب عمل « استمسكت بالعروة الوثقى الّتى لا انفضام لها ، و اعتصمت بحبل اللّه المتين ، و أعوذ باللّه من شرّ فسقة العرب العجم ، و من شرّ فسقة الجنّ و الانس ، سبحان ربّ الصّباح فالق الاصباح ، سه بار بگويد اين كلمه را ، آنگه گويد : بسم اللّه ، وضعت جنبى للّه ، آمنت باللّه ، و فوّضت أمرى الى اللّه ، توكّلت على اللّه ، ما شاء اللّه كان ، لا حول و لا قوّة الّا باللّه العلىّ العظيم ، إنّ فى خلق السّموات و الارض و اختلاف الّيل و النهار ( الى قوله ) إنّك لا تخلف الميعاد . « 4 » »

--> ( 1 ) - در نسخهء قديمى « عبادت كرد » پس مخفف و مرخم « عبادت كردن » خواهد بود . ( 2 ) - كذا صريحا پس مراد آنست كه « چشم برداشتى » چنان كه در تفسير ابو الفتوح گفته : « چشم ازو برگرفتى » . ( 3 ) - گويا اين جزء آيه را عوض حالت سوم قرار داده است و نص عبارت تمام نسخ چنانست كه در متن ملاحظه مىشود و در تفسير ابو الفتوح در اين مورد نه در مورد اول ( زيرا در مورد اول گفته : « ايستاده و نشسته و بر پهلو خفته باشند » ) تعبير از حالت سوم بلفظ « هجوع » كرده است . ( 4 ) - در نسخ بجاى نقل دعا بعد از « العروة الوثقى » گفته « تا آخر دعا » و ما از تفسير ابو الفتوح دعا را نقل كرديم و در آنجا بجاى « العروة » : « عروة اللّه » آورده است .